اتاق تکانی
-
تاریخ: 1405/5/1 ساعت: 20:40
این صفحه، مرجعی برای آشنایی با اتاق تکانی است.آه ، ای مریم مقدس! ما را که به تو توسل جسته ایم دعا کن! آمین. Cha el:t.me/dramatic_lunacy Instagram:Bahar.Sinora7Mariaکتاب و کشو ها رو تمیز کردم. وسط کار زنگ زدم به مامان و با صدای بچگانه اظهار داشتم شیرینی میخری موقع کار با چای ...
سینورایِ غیر متوسط
-
تاریخ: 1405/5/1 ساعت: 20:40
در این مطلب، توضیحات لازم درباره سینورایِ غیر متوسط را خواهید خواند.آه ، ای مریم مقدس! ما را که به تو توسل جسته ایم دعا کن! آمین. Cha el:t.me/dramatic_lunacy Instagram:Bahar.Sinora7Mariaنمیدانم برای بار چندم تست هوش ریون را انجام دادم.همیشه حدود ۱۹ دقیقه با نتایج تقریبا یکسا...
" ماریایِ کیسه بوکس"
-
تاریخ: 1401/9/25 ساعت: 22:09
به خودم قول داده بودم این هفته هر چقدر َتخمی و داغان، بروم بهار و مونا رو ببینم. به قولم عمل کردم و از این بابت در تهی ترین حالت خودم، خوشحالم.الآن؟ دوست داشتم یک چکش داشتم و ضربه های متناوبش را تقدیم مغز پر از پهن علی میکردم.تقریبا از پنج و چهل دقیقه صبح بیدار شدم تا تمام کار های لازم قبل از رسیدن ...
"انتخاب؟"
-
تاریخ: 1401/9/25 ساعت: 22:09
اضافه میکنم که هر چه میگذرد بیشتر فکر میکنم که بین مامان و امپراطور طرف اشتباه را انتخاب کرده ام و اگر هنوز هم میتوانستم انتخاب کنم، مامان را انتخاب نمیکردم. این اتقدر قلبم رو به درد میاره که همین الان جلوی مانیتور اشک جمع شد تو چشمم و دارم فین فین میکنم و خدارو شکر که شرکت خلوته و سرد و احتمالا فک ...
"آخر هفته و جمعه تاریک و نابود کننده"
-
تاریخ: 1401/9/25 ساعت: 22:09
دیروز به قدری برایم مهلک بود که هنوز قلبم بابتش درد میکند و به خودم می آیم میبینم مغزم در خوش در حال دعواست.از طرف دیگر آدم های زیبایی که دیروز با آن ها برخورد کردم، کم نبودند و قلبم را نوازش کردند و تا رسیدن به خانه که مامان دوباره با چاقو قلبم را خط خطی کند انگار نوبتی بغلم می کردند.اولین زیبایی و...